
|
انسانی که با تاریخ آشناست از کنار همه حوادث و اتفاقات عمدتا تکرار شده در تاریخ، با وقار عبور میکند و نه جو زده میشود و نه بی تفاوت خواهد ماند. بلکه مسئولی متعهد و معقول و پرسشگر خواهد شد. مطالعه تاریخ اسلام و تغییر شکل ماهیت خلافت به سلطنت و پادشاهی با حفظ «ظواهر» اسلامی به منظور مشروعیت بخشی، سرشار از نکته و آکنده از آگاهی بخشی است. مخصوصا برای ما ! معاویه آن هنگام که امام حسین زیر بار ننگین بیعت با یزید نمیرود، برای او و چندین تن آزاد مرد دیگر نامه مینویسد. چون میداند که مخالفت وزنه ای به سنگینی امام حسین در مدینه دستش را رو میکند و مانع از این میشود که عوام گول تقدس مآبی و ظاهر آرایی او را بخورند. معاویه در قسمت تامل برانگیز نامه مینویسد: «حال در امر خلافت منازعت مکن، از خدا بترس!!! و این امت را در فتنه مینداز! و متوجه خود و دین خود و امت محمد باش!!!!» مي بينيد معاویه چه میگوید، او بلد است چگونه عوام مذهبی و سطحی بین را بدبین و جهت دهی کند. صحبت از سلطنت و حکمرانی نیست، او مثل همیشه تاریخ و همانند تمام دغلبازان و و عوامفریبان تاریخ، پوششی از تقدس و دین و خداترسی بر نیات پلید و حرص و آز سیر نشدنی خود میکشد. او مثل تمام دیکتاتورها، سفارش به عدم فتنه انگیزی و حفظ ثبات و امینت جامعه میکند. البته عامل مضاعف مستبدان دینی، حفظ حکومت خدا و وحدت مسلمین و آرامش جامعه اسلامی هم به توجیهات اضافه میشود. این رسم تاریخ است، معاویه گونه ها نمایش دلسوزی برای دین بازی میکنند و صالحان را به اتهام فتنه انگیزی و دشمنی با وحدت جامعه دینی، به بند میکشند. فرعون هم در برابر حضرت موسی داعیه صلاح و خیر خواهی و ترس از دگرگونی دین مردم را داشت. (سوره غافر، آیه 26) اما برای چون معاویه هایی، حسین گونه ها خطری هستند بس عظیم. امام حسین در نامه ای بسیار خواندنی، بلیغ و دلیرانه مستقیما همان شگرد دلسوزی معاویه برای حفظ وحدت جامعه را هدف قرار میدهد و پرده دروغین نقش آفرینی او را کنار میزند و در قسمتی از نامه مینوسد: « حال در نامه ات برای من مینویسی که «امت محمد (ص) را گرفتار فتنه و آشوب مکن!!» من فتنه ای بزرگتر از حکومت تو مشاهده نمی کنم. .... با من مکر و کید کن، هر چه میخواهی انجام بده، از زمانهای گذشته همواره با مردمان صالح مکر کرده اند. عطاء الله مهاجرانی در ضمن کتاب ارزشمند انقلاب عاشورا میگوید: این ویژگی قدرت مطلقه است. گمان میکند آنچه را او ارزش و اعتبار میداند، حقیقتا با ارزش و اعتبار است و آنچه را که او هیچ می انگارد ، ارزش و اعتباری ندارد. غافل از اینکه دست دیکتاتور به اندیشه و دلهای مردم نمیرسد. او حداکثر میتواند بر سرها مشت بکوبد. به قول دوستان، پی نوشت: در ضمن در اعتراض به از دسترس خارج کردن مداوم بلوگفا در مواقع خاص!! و علت تراشی های دروغ این سایت مبنی بر اشکال فنی!!، درصدد هستم که از این پشتیبان، به جایی دیگر کوچ کنم. لااقل در فضای مجازی جسارت عمل به دستور قرآن مبنی بر هجرت به خاطر نارضایتی از شرایط را که داریم!. مقصد کوچ متراتبا به اطلاع دوستان عزیز همراهم خواهد رسید. |