
در اين روزها بارها اين مطلب را پيش خود زمزمه كردم و به آن انديشيده ام كه: امروز هر انساني به اندازه «انسانيتش» و به ارتفاع «تعالي اش» و به وسعت «حق بيني و روشن بيني و انصاف و عمق نگاهش» از ديدن و لمس كردن اين همه دروغ، فرافكني، كتمان، عوام فريبي، منحرف کردن اذهان، مشت آهنین!! و خشونت، رعب و .... (تا صبح ميشود توصيف كرد!!) «رنج» ميكشد و «مضطرب» است. و من هم نيز در حد و قواره كوچك خودم .
امروز كه افكار غم بار ناشي از اين روزها به ذهنم هجوم مي آورد، به قرآن پناه بردم تا كلمات اعجاز برانگيزش آرامم كند و نويدي باشد بر دلم براي روشني «اميد». و باز قرآن چطور آرامم كرد با آياتي شگفت و عميق و لبريز از « اميد و انتظارِ سحري روشن». ببينيد چطور قرآن با كلماتش روحم را نوازش كرد. عين آياتي كه تفعل زدم .و آمد:
«و هرگز مپندار كه خدا از كردار ستمكاران غافل است، بلكه كيفر ظالمان را به تاخير مي افكند تا آن روزيكه كه چشم هايشان در آن روز خيره و حيرانست(42) (در آن روز سخت آن ستمكاران) همه شتابان سر به بالا كرده و چشمها واله مانده و دلهاشان از شدت عذاب بدهشت و اضطرابست(43) (اي رسول ما) مردم از روزي كه هنگام عذاب فرا ميرسد بترسان و آگاهشان ساز كه ستمكاران خلق، خواهند گفت كه پروردگارا عذاب ما را به تاخير افكن تا دعوت تو را اجابت كنيم و پيرو رسولان تو شويم. به آنها پاسخ آيد كه آيا شما بارها پيش از اين سوگند ياد نمي كرديد كه ما را ابدا زوال و هلاكي نخواهد بود (44) شما ( ستمكاران بوديد كه) در منازل ستمگران پيش از خود مسكن گزيديد و حال آنكه مشاهده كرديد عاقبت، ما ( به سر پنجه قهر مرگ) چه بر سر آنها آورديم (45) و آن ستمكاران بزرگترين مكر و سياست خويش را به كار بردند ولي چه سود كه پيش خدا ، مكر آنها (هيچ) است ، هر چند به مكر خود كوها را از جاي بركنند(46) (سوره ابراهيم)
و چه وصف نشدني، به زيباترين نحو و عالي ترين صورت اين آيات، همچون آبي بر آتش دلم، فائق آمد. و شک ندارم بر دل همه آنهایی که نمیدانند چه کنند و فریاد حق خواهی را به کدام سو روانه سازند و به کدام آستان سر بگذارند و بگریند نیز، عالی ترین نوید است.
نميدانم، آيا ميشد بهتر از اين بشارت براي نويد بخشيدن ؟!


