
باز هم از کمی طولانی بودن مطلب عذر میخواهم. حق بدهید که برخی گفتن ها را نمیشود خلاصه گفت.
از كجا شروع كنم، نميدانم؟! از اصل مطلب بهتر است! مدت هاست كه صفحه رسانه ما ( البته فاميلي نا فرخنده اش، گويا مليست!!) ، از حضور سخنران و متفكر ديني شجاع!، نامحافظه كار!، آزاد انديش!، مستقل!!، حقيقت گو!!!، بدون پشتوانه و حمايت!، قيچي نكن حقيقت هاي دردسرآفرين!!!، مسخ نكنِ تار و پودهاي جدي و غير قابل انكار دين!، و.... آقاي ازغدي بهره ميبرد.
شناخت و تعیین جهت پیکان انتقاد در مورد این موضوع، ، براستي كار بسيار سخت و دور از دسترسي براي همگان است و خیلی هایی که منتقدند، نمیدانند به چه منتقد و به کدام صورت اشکال و اعتراض کنند. چون همه چیز درست و صحیح است و اکثر سخن ها را نمیتوان به بوته نقد کشاند!! و دقيقا در چنين موضعيست كه امثال آقاي ازغدي مستقل و حقيقت گراي بدون نامحافظه كاري! به سر ميرسند و جولان فكري ميدهند. در اين ايستگاهِ اغواگر و برا ستي گيج كننده كه تشخيص جهت انتقاد و انکارش بسيار سخت و نيازمند شناخت و آگاهيست، «حقيقتي پوشاننده ي حقيقتي بزرگ تر ميشود». يعني كمتر حقيقتي مسخ ميشود اما، حقيقت هاي انحرافي و جهت دهنده، ، آن چنان خوب و زيبا و شكيل! ، حقيقت اساسي و سخن روز و مورد نياز و حرفِ دليرانه و بي ملاحظه را ميپوشاند و به انزوا ميكشاند كه بيا و ببين و اگر هم بحثي و دغدغه اي هست در جايي كه نه امروز درد است و نه نيازي به درمان دارد! يعني به سخنران و مسئول آن سخن، نميشود ايراد گرفت كه تو درست نمي گويي، اين حرفت اشتباه است، اين سخنت جانبدارانه است، اتفاقا بسيار هم درست و اصيل و بدون دست كاريست. اما نكته حياتي و مهم آن جاست كه اين موضوع و پيگيري، آن سخني نيست كه امروز بايد گفت، حقيقتي نيست كه پايمال كنندگان حق امروز را به چالش ميكشد، تنِ مصادره كنندگان ارزش ها و مسخ كنندگان مذهب را بلرزاند و بترساند. نوعي « مددِ منحرفانه امتيازخواهي و زورمداريست و كناره گيري و سكوت آبرومندانه»، با پيگيري مسايلي كه حق هستند، اما سخنِ روز پانصد سال قبلند!!!
در شرایطی که یک شخصی که مدعای حق گویی و اصالت خواهی و روشن بینی است، و شرایط نابسامان را بهتر و عمیق تر از بقیه میبیند، باید موضوع سخن و کلامش را متناسب درد و نیاز امروز قرار دهد و اهمال و محافظه کاری ها را کنار بگذارد . دلیرانه و بی پروا داد حق خواهی برآورد. اما يك «صاحب تريبونِ محافظه كارِ ملاحظه گر چپ و راست وبالا و پايين! و مشتاق چهره شدن و مورد تاييد و حمايت قرار گرفتن»» مي آيد و موضوع سخنراني اش را دادگاه تفتيش عقايد كليساي قرون وسطي، واکاوی و تشریح سوسياليسم به زباله دان پیوسته تاریخ، نقدِ ليبراليسم و... قرار ميدهد كه اگر هم موضوع باشند براي كلاسِ درس دانشگاهي و دانشجويي موضوعيت دارند نه در تريبوني كه لااقل عنوانش، گفتن حق و سخنِ روز و دغدغه هاي اجتماعيست. موضوعاتي كه به نهايت مهارت ،اذهان و افكار را منحرف و پرت حقيقت هاي بي موضوعیت و بی نیاز امروز ميكند.
در چنین موقعیت مجهول و گیج کننده ای ، مستمع حرف های حق را میشنود، اما حق هایی که به هیچ روی امروز برانگیخته اش نمیکند و برای دادخواهی به قعر تاریخ میفرستدش.( روی سخن با آن معدود تحت تاثیران بی خبر و بی مطالعه و ساده باور است!!)
شايد جناب ازغدي بتوانند و قادر باشند امروز آن گونه حقيقت پراني كنند كه نه دروغ گفته باشند و نه لرز برانداز از ما بهتران بيندازد، ( كه اگر جز اين بود برايشان تريبوني متصور نبود!) اما بايد بدانند كه سخنان امثال ايشان دقيقا به خاطر همين رويه در نزد آنهايي كه هنوز مي انديشند و به جايي وابستگي ندارند و شگردهاي سلاخي حقيقت را باز ميشناسند، كمترين استقبال و اثري ندارد. و اگر هم مشاهده ميكنيد صندلي هاي چند صد نفري سالن هاي سخنراني تان پر است بدانيد كه اگر در دانشگاهيد از طيف كساني صندلي ها را اشغال كرده اند كه عضويت سازماني و نیاز به حسن سابقه شان اين را ايجاب ميكند که مستمع شما باشند و هرگز و هرگز دغدغه و دل مشغولی و دردمندی اجتماعی ای ندارند و اگر در جمع عموم مردميد، از آن دسته مستمع كلام شمايند كه اندكي نيز برايشان فرق نميكند كه شما سخن برانيد يا هر كس ديگر، بيشتر به دنبال كسب ثوابند از طريق گوش كردن سخنراني مذهبي و يا آن چنان كم اطلاع و مطالعه اند كه سخني جز سخنان شما را در اين سال ها نشنيده و نخوانده اند و یا شاید هم از دسته عشق دوربین ها و آقای دوربین هایی اند که مشتاقند مدتی بعد بنشینند و خود را در شبکه ملی! نگاه کنند.!!!
1- آیا مشاهده کرده ایم که ایشان، در مناظره ای آزاد و بدون فشار و تهدیدی، با هزاران قوی تر و چالاک فکر تر از خود که جرمشان تنها دگراندیشی است ، حضور یابد و بیرون از این فضای آماده و تحت حمایت آرای خود را در معرض چالش قرار دهند؟
2- حق گویی و حقیقت طلبی، همواره و همواره همراه با عصبانیت و فشار صاحبان و پایمال کنندگان حق و عدالت همراه بوده است. آیا در طول این همه سخنرانی حقیقت جویانه ایشان! کس یا جناح یا صنفی صاحب قدرت، متعرض سخنان ایشان شده است؟! خیر، بهتان قول میدهم ده ها سال دیگر هم ایشان همچنان بدون محافظه کاری! سخن برانند، به جایی برنخورد و کسی دلخور نشود و موقعیت خود را در خطر نبیند!
3- چطور است که کسی خود را در مقابل حقیقت تسلیم کند و تصمیم بگیرد که آرای شخصی خود را در مقابل اصل مذهب و شناخت، کنار بگذارد، اما نتایج این آرا چیزی شبیه و دقیقا همانند افکار و نظراتی شود که قبلا بود و دوباره در تریبونی که مدعی انصاف است باز همان شخصیت ها و افکار کنارگذاشته شده ، کنار گذاشته میشود و تخریب میشوند! آیا جز این موضوع را به ذهن متباتر کند که گویا این همه سخنرانی نه برای حقیقت جویی، بلکه برای تشریح و تفهیم دقیقتر همان نظرات و عقاید انحصارگرایانه و قشری گونه پیشین انجام میشود و بس؟!
پاسخ همه ایم سوال ها را خودم از پیش میدانم، چون اگر پاسخی داشتند، امروز اصلا ازغدی صاحب تریبون و صاحب چهره و صاحب نشری نبود که من و شما بخواهیم نقدش کنیم. ازغدی به خاطر بی پاسخی همین سوالات ،«ازغدی» شده است!


