تبليغاتX
همراه شو عزیز
موج سبز آزادی

نوشتن برای فراموش کردن است نه یادآوری

ggg 

 از نسل گل و نجابت نورتویی               محمود زمان به وادی طور تویی

سوگند به آیه آیه ی دفترعشق              مظلومترین رئیس جمهور تویی

در وبلاگی ((آدرس وبلاگ)) شعر بالا را دیدم و حیف دیدم نظرم را در تفسیرش ننویسم!!! همان طور که بارها گفته ام سیاست در ایران بی روح ترین و مایوس کننده ترین مشغله ایست که ما امروز از روی اجبار باید به آن متوجه باشیم و نگذاریم به قول حضرت امیر جاهلانمان پرتلاش باشند و آگاهانمان تن پرور و كوتاهي ورز. كه پس از آن بايد منتظر سقوط بود،چون پيش از سقوط من و تو كه ادعاي دردمندي داريم كوتاهي كرديم.

(نظر من)

سلام دوست عزيز.

تعصب، مطلق گرايي، جزم انديشي و دگماتيسم، خصوصيت مشترك توده هاست. و برايم بسيار جالب است كه امروز جز مطلق گراهايي كه طرف سفيد رايشان، احمدي نژاد معجزه هزاره سوم است و طرف سياه شان به طور مطلق مزدورهاي مواجب بگير دشمنان!! كه خلاصه در روشنفكران و دگرانديشان ميشوند، كسي طرفدار آقاي احمدي نژاد نيست. همان طور كه گفتم مطلق گرايي صفت مشترك توده هر اجتماعيست. من براي دور شدن از اين صفت سطحي گرايانه، عنوان ميكنم برخي خدمات آقاي احمدي نژاد قابل كتمان نيست و بايد از آن تقدير شود. ولي اگركمي و تنها كمي تنگ نظر نباشيم و حمايتمان نتيجه تلقين و تقليد كوركورانه نباشد، در آقاي احمدي نژاد نقاط ضعف آنقدر هست كه هر چقدر هم بخواهيم نميتوانيم خود را مجاب كنيم كه ايشان 4 سال بعد نيز به اين مهرورزي هايشان ادامه دهند.

چطور شما عنوان ميكنيد در مقابل عكس آتش زدنها آشفته نشده اند!!‌پس 18 ماه انفرادي سه تن از جوانان اين مرز و بوم در اثر همان آتش زدن ها و پرونده سازي نشريات دانشجويي توهم است؟؟‌معني مظلوميت را نيز فهميديم!!‌اگر اين مظلوميت است كه ما  سي سال است ظالميم و خود خبر نداريم!! تقدير از كردان پس از رسوايي مدرك و دهن كجي به مردم نشانه احترام به نظر عموميست؟؟‌دستگيري و مجازات و تنبيه فراقانوني گسترده و ناشي از عقايد جزبي و شخصي دانشجويان  و روزنامه نگاران و فرهيختگان در طي اين چهار سال نماد همان دعاي مشهور فرج ابتداي سخن گفتن ايشان است؟؟ اعلام نكردن موجود حساب ذخيره ارزي، منحل كردن سازمان مديريت و برنامه ريزي، هاله نور!!! ، پرستيدن احمدي نژاد در خارج از مرزها!!!، ارتباطات وسيع ديپلماتيك با كشورهاي توسعه يافته جيبوتي و جزاير قناري و ...، تحميل زيان شديد به كشور ناشي از تبديل حساب ذخيره ارزي از دلار به يورو در نتيجه كاهش شديد ارزش يورو، خارج شدن نام اسراييل از فهرست نژادپرستي اجلاس ژنو در اثر اقدامات شجاعانه و سرشار از تدبير و اعتماد به نفس ايشان، تورم وحشتناك و كمر خم كن همان مستضعفاني كه محتاج جواب نامه اي هستند، ماجراي تاسف بار و زشت رشوه دادن براي راي اعتماد به وزير ميلياردر دولت كريمه و مستضعف محور!!،حياط خلوت كردن بانك مركزي براي پيشبرد نظرها و سياست هاي تابع نظرات شخصي و نه جمعي، تماميت خواهي اشكار حتي در زمينه اي ورزشي و فرهنگي كه منجر به ساخت فيلم هاي شاهكار و قابل تامل و متعهدانه اي همانند اخراجي هاي 2 شده است!!!!، در اختيار داشتن يك سوم درآمدهاي نفتي از ابتداي انقلاب در اين چهار سال و مشاهده نكردن تاثير آن در سفره ها!!!‌توسط مردم، كمك به مظلوم نمايي اسراييل در مجامع بين المللي با صحبت هاي به ظاهر تخريب كن مستقيم ، ولي در باطن به سود مظلوم نمايي اسراييل، بازنشسته كردن مفاخر و استادان تنها به علت دگرانديشي، عدم مجوز هاي وسيع به كتابها در اثر قبول نداشتن مجوزهاي وزارت زمان خاتمي، تا صبح ميتوانم بگويم!!!!

اما باز هم ميگويم من به خدمات ايشان نيز معترفم و از آنها تقدير ميكنم، اما نميتوانم تعقلم را تعطيل كنم و وزنه سنگين ضعفهاي عمده و كلان ايشان را ناديده بگيرم.  همان طور كه به آن سمت نيز مينگرم و به طور عمده شبه روشنفكري ها و اعمال اشتباه آنان را نيز ميگويم.اين را گفتم كه در جواب استدلال هاي من در نقد عملكرد غيرقابل دفاع و ضعيف احمدي نژاد، فرافكنانه ضعف هاي خاتمي و ميرحسين و كروبي و... را نگويي كه من از قبل آنها را قبول دارم و خودم بيش از شما به آنها معترفم. ولي در برآيند هر عقل سليمي امروز معترف است كه بايد نگذاشت دوباره احمدي نژاد رييس جمهور باشد و عقايد اقليت را بر اكثريت مردم ايران تحميل كند كه به گفته امام ميزان نظر اكثر مردم است و

اين را به صراحت ميگويم امروز عاملي جز ناآگاهي ، كم اطلاعي، سطحي نگري، تنگ نظري، برخورداري از امتيازها و تمایل به ادامه این سهم خواهی ها و جهت دهي هايي سوال برانگيز برخي سازمانها، تلقين ها و تحريك هاي احساسي و به دور از خرد و تعقل و انديشه و انصاف(صفت همیشگی ناآگاهان) نميتواند موجب طرفداري از احمدي نژاد شود، همان طور كه اين صفات را به وضوح در عمده حاميان ايشان ميبينيم


+ نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 2:3
توسط علی موضوع: نوشته هایم|

vvvggghhghg

به سياست كار داشتن بيش از آنكه باب طبعمان باشد، اجبار مسئوليت امروز ماست!

ايران امروز را ميتوانم به «دوزخ» یا «پل صراط» روشنفكران تشبيه كنم. روشنفكراني كه به معناي واقعي كلمه روشن فكرند. نه آنهايي كه با ادا و اطوار تقليدي و تعيين شده، به خيال خود روشنفكر شده اند.بهتر كه بگوييم «كج فكر» يا «توهم فكر»!!نه آنهایی که منتظرند ببینند نمادهای روشنقکری!، چه کسی را حمایت میکنند تا آنها هم چشم و گوش بسته دنباله رو شوند.  روشنفكراني كه عميق مي انديشند و دقيق تحليل ميكنند و منصفانه قضاوتُ امروز هاج و واج مانده اند چه كنند!!

روزهاي انتخابات است. روزهايي كه از يك سو آنهايي كه «چپ بودن» را تشخص ميدانند و تا اكنون كوچكترين قدمي در جهت افكار افراط گرايانه خود بر نداشته اند، شعار رها كردن و بي تفاوت بودن را سر ميدهند. اگر به اين «چپ هاي خنثي»! چندان هم كاري نداشته باشيم، بيراه نمي گويند. يا شايد به همان اندازه كه بيراه مي گويند، غلط و اشتباه هم نمي گويند. حق دارند، آيا روي كارآمدن هر كدام از اين 4 تن، تغييري بنيادين را انجام خواهد داد؟؟ آيا ساز و كار از قبل معين شده به گونه اي هست كه جز آنهايي كه تفاوتهاي كمي با هم دارند و افكار و نظراتشان براي حاكميت اصلي دردسرآفرين است روي كار بيايند؟! از شعارهاي دهن پركن انتخابات قبلي محمود خان!!‌كدام يك جامعه عمل پوشيد؟! دليل به حد كافي براي تحريم و بي تفاوت شدن است. اما يا ما روشنفكر هستيم يا نه؟ يكي از مشخصه هاي روشنفكر واقعي به معناي كلمه، آگاهي بخشي است به سمت «راه صحيح تر و مسير لااقل پر نور تر»( در بين راههاي فعلا موجود) آيا تحريم و راي ندادن راهيست كه ما را كمك ميرساند؟ شايد راي دادنمان هيچ تغيير و تفاوتي را ايجاد نكند ( كه قطع به يقين چنين چيزي از نظر دور نيست) اما آيا مطمئنيم كه راي ندادنمان نتايج خوشي برايمان به بار خواهد آورد؟؟ آنهايي كه مثل دفعه پيشين انتخابات گمان برده اند كه با كاهش مشاركت در انتخابات، درصد كمِ شركت ميتواند پايه هاي تثبيت عده اي را لرزان كند سخت در اشتباهند. به شما قول خواهم داد با شركت سي درصدي و حتي كمتر مردم نيز، باز شعار «حضور پرشكوه و بي نظير مردم انقلابي و شهيد پرور در انتخابات» را برايمان خواهند داد.

امروز دو راهي سخت و دلهره آوري پيش روي آنهاييست كه دل در گرو درمان دردهاي مردم خود دارند. در يك سمت با ترويج تحريم انتخابات، زمينه را براي يك دست گرايي، تماميت خواهي، دروغ پراكني، تطميع و تهديد، بستن دهانها، كوبيدن منتقد ها، خفه كردن آزاد انديشها، منزوي كردن مسلمانان دگر انديش، به باد دادن سرمايه ها و فرصت ها، تك روي ها و تصميم هاي عجولانه و غير عقلاني ، منزوي كردن بيش از پيش كشور در مجامع بين المللي، تند روي هاي ناشي از شورهاي بدون «شعور» و... فراهم ميكنند. و اما با شركت در انتخابات هم نبايد منتظر تغيير چنداني باشند. شايد مهمترين تغيير، توقف همين افتضاحات باشد!! اما گاهي توقف نيز، لياقت تلاش و همت را ....

(ادامه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 23:12
توسط علی موضوع: نوشته هایم|

gg

قصدم هميشه بر اين بوده كه در اينجا نوشته هاي خودم را، نمايش دهم. اما زيبايي، شكوه، لطافت و شورآفريني اين دست نوشته چمران به من اجازه نداد اينجا نمايشش ندهم. ميخواهم با تمام جرات و جسارت به همه آنهايي كه اين بزرگمرد را از آن خود ميدانند و ميخوانند و به نام نيت ها و عقايد شخصي و حزبي شان، اينان را مصادره كرده اند، بگويم كه هر چقدر هم بر اعمالتان سرپوش نام اينان را قرار دهيد، باز آزاد انديشاني هستند كه غرور و افتخار هم وطني با اين چنين هايي را بدون خجالت و شرم ابراز ميكنند و نمي گذارند كه چهره و آثارشان متعلق به گروه و قشري شود كه مخالفت با آن  قشر و تیپ استفاده گر و مصادره کن ارزشها، اشتباها به مخالفت و طرد «چمران ها» منجر شود. چمران ها متعلق به روشنفكران، آزاد انديشان، دگر انديشان و آزاد مردانی هم هست كه ريش ميتراشند و نماز جمعه نميروند و متنفر از ریاکاری و بوقلمون صفتی اند!!

خدايا، کوهي از غم و درد را بر قلب مجروح ما مي گذاري تا ما را امتحان کني، باران تهمت را بر ما مي باري، اجازه مي دهي تا سيل دشمنان به ما حمله کنند، ما را زير کوهي از غم مي فشري، در درياي درد ما را غرق مي کني، ما را به دست طوفان بلا مي سپري. آن چه را که دوست داريم، آن چه را که تا سرحد پرستش دوست داريم، تو آن را از ما مي گيري، ما را حتي از عشق محروم مي کني.
من در زندگي خود ديده ام، تجربه کرده ام، گاه گاهي در درد و غم و شکنجه و تنهايي فرو رفته بودم، يکباره خدا عشق کسي را بر دلم انداخت، به وجد آمدم، به حرکت افتادم، دنيا در نظرم تغيير کرد، نسيم سحر حامل پيام هاي شيرين و روح نوازي بود، چشمک ستارگان با من راز و نياز مي کردند و از عمق آسمان بلند، اسرار ناشنيدني وجود را مي شنيدم. هيجان طلوع آفتاب به من قدرت و حيات مي داد، زيبايي غروب آفتاب مرا به معراج مي برد، از هر برگ سبزي؛ دفتري از علم و خلاقيت و زيبايي مي ديدم، از هر مرغ هوايي و ماهي دريايي روحم به وجد مي آمد، از هر سنگريزه اي آيات وجود خدا را مي شنيدم، سراسر وجودم را عشق، محبت، ايثار، ايمان، پرستش، شور، شوق، ذوق و جوش و خروش پر مي کرد. دنيا رنگي ديگر داشت، حيات زيبا و دوست داشتني بود، هدف حيات عشق و پرستش، و من نيز مشغول به معشوق و محو جاذبه عشق، در دنياي محبت سير مي کردم و از زيبايي ها لذت مي بردم
.
اما يکباره مي ديدم که خدا آن معشوق دوست داشتني را از من مي گيرد، او را مي برد، کوهي از غم و درد بر سرم مي کوبد، دوست داشتني ها را نابود مي کند. خدا مي خواهد به من بگويد که تو معبود ديگري داري، تو نبايد انسان ديگري را بپرستي، تو نبايد آنچنان در عشق کسي فرو روي که خدا در مرتبه دوم قرار گيرد، تو بايد بفهمي که زيبايي مطلق خداست، آن چه پايدار و ابدي است خداست، اين گل هاي زيبا، اين برگ هاي سبز مي ميرند و بر خاک مي افتند و زيبايي آن ها دستخوش طوفان هاي نابود کننده قرار مي گيرد
.
تو اي بشر، حق نداري آن چنان در عشق کسي فرو روي که خدا تحت الشعاع قرار گيرد
.
اما اي خدا، اين انسان هاي پاک تجلي وجود تواند. من آن ها را مي پرستم زيرا خليفه تواند. من آنها را دوست مي دارم زيرا تو آنها را دوست مي داري
.
اي خدا، من مي خواهم کسي را دوست بدارم که ملموس باشد، بتوانم با همه ابعاد وجودم، از روح و نفس و جسم آن معبود را حس کنم، با دست لمس نمايم، با چشمم از زيبايي اش لذت ببرم، با قلبم از احساسات پاکش آگاه شوم و با روحم با او به معراج بروم، همه ابعاد وجودم را قرباني وجودش کنم و از فنا شدنم بزرگ ترين لذت ابديت را حس کنم
.
اما خدا نمي خواهد، خدا اجازه نمي دهد، معشوق را از ما مي گيرد و آدمي را در گردابي از غم و حسرت فرو مي برد


+ نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 1:55
توسط علی موضوع: سایر مطالب (دلمشغولی هایم)|

tanhaeha

علی

tanhaeha

http://tanhaeha.blogfa.com

نوشتن برای فراموش کردن است نه یادآوری

نوشتن برای فراموش کردن است نه یادآوری

نوشتن برای فراموش کردن است نه یادآوری

علی ( نام كوچكم نيز بس است در اين اوضاع آزاد و علي وار امروز!!!!!!!!)

(((هر که دوباره متولد نشود به آسمانها صعود نمی کند .)))

""اينجا، اجتماع و ماوای سه يار ديرين، "من "و "ناگفته ها" و" تنهاي ها يم" است، در زمانه اي كه گويا اجتماع بيش از يك تن، خلاف است و منافي رسم عموم!!!!""""


نوشتن برای فراموش کردن است نه یادآوری

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog